فرهاد
ادامه مطلب
زیر خاکستر ذهنم باقی ست،آتش سرکش و سوزنده هنوز.
امیدوارم در این مدت که من نبودم احوال همگی خوب و روبه راه بوده باشه به جز ۱نفر که نظر خصوصی گذاشته بود برام بنام عاشق...خدا انشالا گره از کارت باز کنه من شمارو نمیشناسم اما درکت میکنم و برای همه جوونها دعا میکنم امشب مثل شبهای جمعه که برای زودتر رسیدن به شیرینم دعا میکنم...
خوب عید قربان گذشت و من یادم رفت به بابابزرگم و ابجی اکرمم تبریک بگم و خیلی ازین موضوع ناراحتم![]()
عید غدیر نزدیکه و پیشاپیش به همه تبریک میگم...
انشالا سال دیگه من و شیرینم دور خانه خدا بچرخیم و بگیم خدا چاکرتیم...خدایا مهربونترینی
۲بار رفتم اصفهان برای دیدن عیال و حسابی بهم خوش گذشت انقدر زیاد که اینبار اخر نمیخاستم بیام![]()
واقعا فهمیدن بعضی چیزها احتیاج به زمان داره که با گذشت زمان میفهمم شیرین من چه دختر خوب و مهربونیه
حسابی گشت و گذار کردیم و تلافی این همه مدت که جفتمون سینما نرفتیم رو در اوردیم.۲بار ۲تا فیلم مزخرف....![]()
اینده ما روشنه و روزهای خوب رو هرروز که از خواب بیدار میشم میبینم که هرروز بهش نزدیک و نزدیکتر میشیم
دنبال مناسبت میگردم تا همه ی اون کادوها که به شیرینم قول داده بودم و بخرم براش.
انشالا ازین هفته رسما کار با حقوق رو شروع میکنم اگر خدا بخاد و شرکت گاز هم که میریم و تقریبا تا الان کارهایی یاد گرفتم که هیچوقت فکر نمیکردم بتونم انجامش بدم...مثل دریل و سوراخ کردن دیوار و سیم کشی برقی و کلید و پریز زدن و شبکه کردن دوربینهای مدار بسته و ....![]()