تبليغاتX
ღمن و ماღ

ღمن و ماღ

زیر خاکستر ذهنم باقی ست،آتش سرکش و سوزنده هنوز.

فرهاد

برای خودت مینویسم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/14ساعت 20:7  توسط ღشیرین ღ فرهادღ  | 

مخصوص شیرین یا شیرین مخصوص؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 1389/08/28ساعت 16:44  توسط ღشیرین ღ فرهادღ  | 

فرهاد

سلام به همگی

امیدوارم در این مدت که من نبودم احوال همگی خوب و روبه راه بوده باشه به جز ۱نفر که نظر خصوصی گذاشته بود برام بنام عاشق...خدا انشالا گره از کارت باز کنه من شمارو نمیشناسم اما درکت میکنم و برای همه جوونها دعا میکنم امشب مثل شبهای جمعه که برای زودتر رسیدن به شیرینم دعا میکنم...

خوب عید قربان گذشت و من یادم رفت به بابابزرگم و ابجی اکرمم تبریک بگم و خیلی ازین موضوع ناراحتم

عید غدیر نزدیکه و پیشاپیش به همه تبریک میگم...

انشالا سال دیگه من و شیرینم دور خانه خدا بچرخیم و بگیم خدا چاکرتیم...خدایا مهربونترینی

۲بار رفتم اصفهان برای دیدن عیال و حسابی بهم خوش گذشت انقدر زیاد که اینبار اخر نمیخاستم بیام

واقعا فهمیدن بعضی چیزها احتیاج به زمان داره که با گذشت زمان میفهمم شیرین من چه دختر خوب و مهربونیه

حسابی گشت و گذار کردیم و تلافی این همه مدت که جفتمون سینما نرفتیم رو در اوردیم.۲بار ۲تا فیلم مزخرف....

اینده ما روشنه و روزهای خوب رو هرروز که از خواب بیدار میشم میبینم که هرروز بهش نزدیک و نزدیکتر میشیم

دنبال مناسبت میگردم تا همه ی اون کادوها که به شیرینم قول داده بودم و بخرم براش.

انشالا ازین هفته رسما کار با حقوق رو شروع میکنم اگر خدا بخاد و شرکت گاز هم که میریم و تقریبا تا الان کارهایی یاد گرفتم که هیچوقت فکر نمیکردم بتونم انجامش بدم...مثل دریل و سوراخ کردن دیوار و سیم کشی برقی و کلید و پریز زدن و شبکه کردن دوربینهای مدار بسته و ....

+ نوشته شده در  جمعه 1389/08/28ساعت 16:15  توسط ღشیرین ღ فرهادღ  |